با گریه میگفت...

"با گریه میگفت :50سال در مسجدمان روضه رقیه خانم خواندیم ،حالا بمن تهمت
انکار این خانم را زدند ، من نمیگذرم."
او آنقدر بزرگ و بزرگوار بود که مطمئنم موقع رفتن همه روبه بی بی سه ساله بخشید
ولی آنهایی که تهمت زدند...
و او امروز چهره در خاک میکشد و دیگر بین ما نیست...
شادی روحش صلوات
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:27 توسط مرکز فرهنگی
|
اين وبلاگ جهت آشنايي با آستان مقدس امامزاده علي اشرف (ع) سمنان و75 شهيد آرميده در آستان مقدس طراحي شده است .